حسنعلى خان افشار
130
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
ورود [ به ] بروجرد تا دو ساعت از ميان دهات بروجرد راه آمده ، به دو فرسخى شهر كه [ رسيد ، ] يك ساعت و نيم به غروب مانده بود . پياده شد . خود خانزاد بناى نماز گذاشته ، يك نفر آدم پيش فرستاد كه منزل درست نمايد . تا آن آدم رفت ، بعد خود سوار شده ، راه آمده ، [ آفتاب ] غروب كرد . شب مهتاب بود . راه آمديم تا آن آدم كه پيش فرستاده بودم ، رسيد كه سركار وزير در منزل خودش منزل تعيين « 1 » نمود . بارى دو ساعت از شب گذشته ، به منزل رسيد . منزل خوبى در خانهء وزير درست نموده بودند . پياده شده ، جابجا شديم . و شب ميرزا ابو طالب وزير بنا بهجهت خانزاد بيرون آمد ، تا پنج ساعت با هم بوديم ، بعد اندرون رفت . خانزاد آرام گرفت . شب شد . صبح . . . روز دوشنبه دوازدهم [ ربيع الثانى ] : زود به حمّام رفته ، بعد آمده به منزل ، چاى صرف شد . بعد جواب آوردند كه شاهزاده خانلر ميرزا سوار شد ، به شكار رفت . و قرار كرده بوديم شاهزاده را ديدن كنم ، شاهزاده كه سوار شد ، ماند و در منزل بوديم . وزير هم بيرون بود . مستوفىها و منشىها و سادات و ملاها و اعيان و اشراف مملكت جمع بودند . مشغول انتظام امور رعيت و نوشتن مفاصا حساب بودند . خيلى با تمكين و وقار رفتار مىكرد . تا عصر شد . باد هم مىآمد . يكدفعه صداى « برويد ، برويد » و « گچين ، گچين » ( 86 ) بلند مىشد . بعد شيبور كشيدند ، باد اين صداى شيبور را خيلى دور مىبرد . معلوم شد كه شاهزاده خانلر ميرزا از شكار تشريف آورد . آنروز هم گذشت . [ 49 پ ] [ ديدار با شاهزاده خانلر ميرزا ] روز سهشنبه سيزدهم [ ربيع الثانى ] : صبح شد . وزير به دربخانه رفته ، آدم پيش جاننثار فرستاده كه فلانى در منزل باشد تا
--> ( 1 ) . در اصل : تعئين .